جمعه، 10 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » اختصاصی| تکامل شهاب حسینی از تلویزیون به سینمای مؤلف/ چگونه محبوبیت داخلی را به مشروعیت بین‌المللی تبدیل کرد؟

معمار نقش‌های اگزیستانسیالیستی؛

اختصاصی| تکامل شهاب حسینی از تلویزیون به سینمای مؤلف/ چگونه محبوبیت داخلی را به مشروعیت بین‌المللی تبدیل کرد؟

0
129
کد خبر: 74779

در منظومه سینمای معاصر ایران، شهاب حسینی فراتر از یک سوپراستار صرف شناخته می‌شود. او یک مورد مطالعاتی است؛ هنرمندی که مسیر حرفه‌ای خود را از سرگرمی‌های عامه‌پسند تلویزیونی آغاز کرد و به سرعت، اعتبار خود را به سرمایه‌ای برای ورود به سینمای مؤلف تبدیل کرد.

میار در این گزارش، ضمن بررسی نقاط عطف کلیدی زندگی و کار او، استراتژی‌های پیچیده‌ای را که این بازیگر/کارگردان برای حفظ اصالت هنری و ایفای نقش دیپلمات فرهنگی در صحنه جهانی به کار گرفته است، مورد کاوش قرار می‌دهد.

 پرتره یک تحول

ریشه‌های خانوادگی، تحصیلی و هنری

سید شهاب‌الدین حسینی تنکابنی، متولد ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران، اولین فرزند خانواده‌ای با اصالت تنکابنی است. مسیر تحصیلی او با دیپلم انسانی آغاز شد و سپس با ورود به رشته روانشناسی دانشگاه تهران ادامه یافت. با این حال، حسینی پس از دو سال، تحصیل را نیمه‌تمام گذاشت تا به طور جدی وارد عرصه هنر شود.

این انصراف از روانشناسی و روی آوردن به بازیگری، ریشه در علاقه ذاتی او به ساختار ذهن انسان و مکانیزم‌های دفاعی شخصیت‌ها داشت؛ علاقه‌ای که بعدها به یک ابزار حیاتی در متد اکتینگ او بدل شد. این تمایل به کاوش عمق انسانی، به او اجازه داد که در نقش‌هایش، به جای نمایش صرف کنش‌ها، تضادها و آسیب‌های روانی کاراکتر را منتقل کند. او کار حرفه‌ای خود را در سن ۱۹ سالگی (۱۳۷۱) با شرکت در کلاس‌های زنده یاد حمید سمندریان آغاز کرد، که این دوره‌ها نقش بستر ساز را برای ورود جدی او به صحنه تئاتر و سپس سینما ایفا کردند.

گسست از تلویزیون و تثبیت ستاره‌سازی داخلی

مسیر شهرت حسینی با کار در رادیو و اجرای برنامه پرطرفدار جنگ ۷۷ (۱۳۷۷) در تلویزیون آغاز شد که او را به سرعت به چهره‌ای محبوب و آشنا برای مخاطب عام تبدیل کرد. پس از آن، نقش اصلی او در سریال‌هایی مانند پس از باران (۱۳۷۹) وی را در قاب تلویزیون تثبیت کرد.

ورود به سینما، ابتدا با نقش‌های مکمل و سپس عامه‌پسند همراه بود. او در سال ۱۳۸۲ با فیلم شمعی در باد و رستگاری در هشت و بیست نامزد سیمرغ بلورین شد اما نقطه عطف این مرحله، ایفای نقش فرهاد در سوپراستار (۱۳۸۷) بود که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را برایش به ارمغان آورد. این جایزه، حسینی را رسماً از یک مجری خوش‌سیمای تلویزیونی به یک ستاره تثبیت‌شده در سینمای داخلی ارتقا داد. مهم‌ترین دستاورد این دوره، آن بود که حسینی این پایگاه محبوبیت عامه‌پسند را به عنوان سکویی برای جهش به سوی سینمای هنری و مؤلف، در همکاری‌های بعدی‌اش با اصغر فرهادی، به کار گرفت.

 مثلث فرهادی، اخلاق و افتخارات جهانی

اوج بلوغ هنری حسینی در همکاری سه‌گانه او با اصغر فرهادی نمود پیدا کرد؛ همکاری‌هایی که نه تنها مسیر حرفه‌ای حسینی، بلکه جایگاه سینمای ایران را در نقش‌آفرینی‌های سطح جهانی تغییر داد.

تروما و تراژدی در سینمای فرهادی

همکاری با فرهادی در سه اثر مهم درباره الی (۱۳۸۷)، جدایی نادر از سیمین (۱۳۸۹) و فروشنده (۱۳۹۵)، حسینی را در نقش‌هایی قرار داد که نیازمند درک عمیقی از تضادهای اخلاقی و فروپاشی روانی بودند. بازی او در جدایی نادر از سیمین، وی را به همراه سایر بازیگران مرد فیلم، برنده جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد از جشنواره بین‌المللی برلین (۲۰۱۱) کرد.

این موفقیت مرهون توانایی حسینی در انتقال فشار روانی و بار اخلاقی است که کاراکترهای فرهادی تحمل می‌کنند. او با کمترین اغراق، تنش‌های درونی شخصیت‌هایی چون نادر (مردی خشمگین که به دنبال اثبات بی‌گناهی خود در برابر یک دروغ است) را به بیننده منتقل کرد. این توانایی در تجسم احساسات پیچیده انسانی با ظرافت، حسینی را به جای صرفاً یک بازیگر فنی، به یک شریک خلاق برای کارگردانانی نظیر فرهادی تبدیل کرد.

فتح قله نخل طلا و نقش‌آفرینی جهانی

اوج این اعتبار جهانی، در سال ۲۰۱۶ با فیلم فروشنده رقم خورد. حسینی برای بازی در نقش عماد، معلم تئاتری که در پی یک بحران اخلاقی و ضربه روحی به خشونت کشیده می‌شود، برنده نخل طلای بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد. این جایزه، نه تنها یک افتخار شخصی بود، بلکه حسینی را به اولین و تنها بازیگر مرد ایرانی تبدیل کرد که به چنین جایگاهی در سینمای A-List اروپا دست می‌یابد.

نقش عماد، اوج اجرای حسینی در به تصویر کشیدن فروپاشی تدریجی یک مرد روشنفکر در مواجهه با تروما بود. هنگامی که حسینی برای دریافت نخل طلا روی صحنه رفت، در سخنانی احساسی این جایزه را به مردم کشورش تقدیم کرد. این رویکرد، در بستر جشنواره‌ای با وزن سیاسی-فرهنگی کن، فراتر از تقدیر یک ستاره بود و به عنوان یک اقدام دیپلماتیک-فرهنگی از جانب یک هنرمند ایرانی در برابر دیدگان جهانی تفسیر شد.

تأیید نقش دیپلماتیک و فرهنگی

در تأیید نقش او به عنوان یک صادرکننده فرهنگی، شهاب حسینی در اسفند ۱۳۹۸ (۲۰۱۹) موفق به دریافت نشان عالی فرهنگ و هنر فرانسه (Chevalier des Arts et des Lettres) شد. این نشان به هنرمندانی اهدا می‌شود که در توسعه و غنی‌سازی فرهنگ جهانی، به‌ویژه در فرانسه، نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.

حسینی این نشان را در کنار افرادی چون عباس کیارستمی و اصغر فرهادی دریافت کرد و در سخنرانی خود پس از دریافت آن، علاقه خود به آثار نویسنده فرانسوی (اریک امانوئل اشمیت) را ابراز نمود و تأکید کرد که هنر می‌تواند باعث نزدیکی مردم جهان شود در حالی که سیاست علاقمند به تفرقه و جدایی است. این رویکرد، موضع حسینی را به عنوان هنرمندی که از اعتبار خود برای پر کردن شکاف‌های فرهنگی و انسانی استفاده می‌کند، تأیید کرد.

 مواجهه با مرگ و تحول فلسفی؛ ریشه‌های اگزیستانسیالیسم

در سال ۱۳۹۳، شهاب حسینی دچار عارضه قلبی شد که منجر به تجربه‌ای نزدیک به مرگ و قرار گرفتن در حالت کما برای سه روز شد. حسینی خود از این واقعه به عنوان یک تجربه عملی و کامل سخن گفته و اظهار داشته است که در آن لحظه به کشف بزرگی رسید؛ مطلقا در زندگی، مالک هیچ چیزی نیست و تمام جهانی که برایش ساخته شده بود، بی‌اعتبار شد.

این حادثه، که او در مصاحبه آن را تولد دوباره نامید، نقطه عطفی در زندگی شخصی و هنری او محسوب می‌شود. این تجربه به طور مستقیم بر جهت‌گیری‌های هنری بعدی او تأثیر گذاشت و تمایل او را برای ساختن آثاری تقویت کرد که نه صرفاً سرگرم‌کننده، بلکه شفابخش و منعکس‌کننده روایت‌های عمیق‌تر درباره وجود انسان و تنهایی باشند. این انگیزه اگزیستانسیالیستی در اولین تلاش‌های او در کارگردانی، مانند ساکن طبقه وسط (فیلمی با تم فلسفی) و آخرین حرکت، بازتاب یافت.

آخرین حرکت 

فیلم سینمایی آخرین حرکت (The Last Act) که به کارگردانی و تهیه‌کنندگی حسینی در آمریکا ساخته شد، یک درام روان‌شناختی-سیاسی است که اقتباسی آزاد از نمایشنامه پرده آخر (Dernier Acte) اثر ژیلبر سسبرون، نویسنده فرانسوی است. داستان فیلم حول محور یک نویسنده منتقد دولتی است که تحت بازجویی ایدئولوژیک قرار می‌گیرد و به نبرد سهمگین فلسفی بین استاد و شاگرد می‌پردازد.

این فیلم در جدیدترین نمایش بین‌المللی خود در هشتمین جشنواره تورنتو نالیوود ۲۰۲۴ (TINFF) به نمایش درآمد و برنده جایزه بهترین فیلم شمال آمریکا شد. توضیح مهم ژورنالیستی این است که جشنواره تورنتو نالیوود یک فستیوال مورد تأیید آکادمی جوایز سینمایی کانادا (اسکار کانادا) است اما نباید آن را با جشنواره معتبر و جهانی تورنتو (TIFF) که در رده A قرار دارد، اشتباه گرفت. موفقیت در TINFF، بیانگر موفقیت در حوزه سینمای مستقل و منطقه‌ای است.

 فراتر از مرزها

در شرایطی که سینمای ایران با چالش‌هایی روبروست، حسینی با استفاده از اعتبار جهانی خود، اقدام به تأسیس ساختارهای تولیدی در آمریکا کرده است تا پلی برای سینمای مستقل ایران به جهان بسازد.

ساختن پل فرهنگی

در سال ۲۰۱۸، حسینی شرکت فیلم‌سازی Seven Skies Entertainment (هفت آسمان) را تأسیس کرد. هدف اصلی این کمپانی، تولید و توزیع فیلم‌های مستقل کم‌بودجه با محتوای منحصر به فرد و الهام‌بخش است، با تأکید بر ترویج سینمای مستقل ایرانی در جهان از طریق جشنواره‌ها و مجوزهای بین‌المللی.

علاوه بر این، حسینی با همکاری کوروش آهاری (کارگردان آن شب) و الکس بریتو (تهیه‌کننده)، کمپانی Pol Media (پل مدیا) را تشکیل داد. نام این کمپانی (پل) نیز نشانگر هدف استراتژیک آن است؛ ایجاد یک پل میان هنر، فرهنگ و سینمای بین‌المللی ایران و آمریکا. این مدل، در حقیقت خصوصی‌سازی دیپلماسی فرهنگی است؛ در غیاب حمایت رسمی دولتی، حسینی به صورت مستقل، بستری امن و بین‌المللی را نه تنها برای آثار خود، بلکه برای سایر فیلمسازان ایرانی فراهم می‌آورد تا بتوانند صدای خود را به جهان برسانند.

تمرکز بر روایت دیاسپورا و پروژه‌های آینده

انتخاب نقش‌ها و پروژه‌های حسینی در خارج از ایران، تمرکز او را بر روایت دیاسپورا (مهاجران) نشان می‌دهد. او قرار است در فیلم فنلاندی-ایرانی کویر امروز (Oasis of Now) به کارگردانی حامی رمضان، بازی کند. این فیلم، داستان خانواده‌ای ایرانی را روایت می‌کند که به دنبال پناهندگی در فنلاند هستند.

این انتخاب نقش، وی را به بازیگری فراملی تبدیل می‌کند که در صدد بیان دغدغه‌های جهانی است؛ دغدغه‌هایی که در بازار جهانی سینما از اهمیت بالایی برخوردارند و به حفظ ارتباط و نفوذ او در فضای بین‌المللی کمک می‌کند. همچنین، احتمال همکاری مجدد او با اصغر فرهادی در پروژه‌ای در آمریکا، نشانگر تمایل هر دو هنرمند به استفاده از زیرساخت‌های خارج از کشور برای تولید آثار عمیق است.

 جدال بر سر اصالت و مرزهای عرفان

بازیگرانی با این سطح از نفوذ، همواره در معرض نقد و قضاوت قرار دارند. حسینی نیز از این قاعده مستثنی نیست و در سال‌های اخیر، هم در داخل و هم در تولیدات بین‌المللی، با چالش‌های انتقادی مواجه بوده است.

هزینه صراحت هنری

مسعود فراستی، منتقد سینمایی، صراحتاً در نقد خود، بازیگری حسینی را زیر سؤال برده است و اظهار داشته که او "بلد نیست بازی کند". این نوع نقد تند، اغلب فراتر از تحلیل صرف تکنیک بازیگری و بیشتر نشانگر تضادهای فکری و ایدئولوژیک ریشه‌دار در سینمای ایران است.

از سوی دیگر، حسینی نیز با موضع‌گیری‌های صریح خود، از جمله اعتراض آتشین به سانسور سکانس‌های کلیدی سریال آبان در پلتفرم‌های داخلی و انتقاد از "میلی بودن" جشنواره فجر، هزینه استقلال خود را پرداخته است. این موضع‌گیری‌ها او را از جریان اصلی سینمای مورد حمایت حکومتی دور کرده و باعث شده است که بیشتر در معرض حملات ایدئولوژیک قرار گیرد اما در عین حال، اعتبار او را به عنوان هنرمندی که به دنبال آزادی بیان است، تقویت کرده است.

مست عشق

نقش‌آفرینی او در فیلم مست عشق (در نقش شمس تبریزی) به دلیل پتانسیل بالای فرهنگی و عرفانی‌اش، توجه بسیاری را جلب کرد. حسینی این نقش را به دلیل تمایلش به جهانی کردن عرفان ایرانی پذیرفته بود.

با این حال، فیلم با انتقاداتی مواجه شد. منتقدان معتقد بودند که این پروژه بزرگ بین‌المللی، به دلیل ضعف در فیلمنامه، فقدان فضاهای معنوی عمیق و گرایش به رنگ و لعاب تجاری، در شخصیت‌پردازی مولانا و شمس به عمق کافی نرسیده است. این پارادوکس، چالش بزرگی را برای حسینی و سایر هنرمندان ایرانی مطرح می‌کند؛ چگونه می‌توان درون‌مایه‌های عمیق فرهنگی و عرفانی ایران را بدون قربانی کردن اصالت به فشار تجاری تولیدات بزرگ بین‌المللی، به جهان صادر کرد؟

 راستی‌آزمایی روایت‌های شخصی 

در ادامه این گزارش، لازم است برخی ابهامات و شایعات رایج پیرامون زندگی شخصی این بازیگر شفاف‌سازی شود.

ابهامات ازدواج و فرزندان

  • زمان طلاق اول: ازدواج شهاب حسینی با پریچهر قنبری در سال ۱۳۷۴ انجام شد و جدایی آن‌ها در سال ۱۴۰۰ خورشیدی نهایی شد.
  • تعداد فرزندان: حسینی تنها دو فرزند پسر به نام‌های محمد امین (متولد ۱۳۸۲) و امیر علی (متولد ۱۳۹۰) از ازدواج اول خود دارد. خبرهای مربوط به اینکه او و همسر دومش، ساناز ارجمند، صاحب دو یا حتی یک فرزند شده‌اند (بیش از دو فرزند) تا لحظه تنظیم این گزارش، صرفاً در حد شایعات فضای مجازی باقی مانده است.
  • نسبت همسر دوم: ساناز ارجمند (متولد ۱۳۶۹، عکاس و مدلینگ)، همسر دوم شهاب حسینی است اما خلاف شایعات رایج در شبکه‌های اجتماعی، او دختر داریوش ارجمند نیست.

چشم‌انداز

شهاب حسینی در ۵۱ سالگی، در یکی از پیچیده‌ترین مراحل دوران حرفه‌ای خود قرار دارد. او توانسته است از تله تکرار و ستاره‌ای عامه‌پسند بودن فرار کند و خود را به یک بازیگر-مؤلف تبدیل کند که کیفیت کارش توسط معتبرترین مراجع سینمایی جهان (کن، برلین، فرانسه) تأیید شده است.

مسیر او از اجرای طنز در جنگ ۷۷ تا کارگردانی درام‌های اگزیستانسیالیستی مانند آخرین حرکت، نشان‌دهنده یک تحول فکری عمیق است که توسط تجربه مرگ بالینی در سال ۱۳۹۳ تسریع شد. او اکنون، با تأسیس کمپانی‌های تولیدی در آمریکا، در حال تبدیل شدن به یک قطب مستقل در سینمای دیاسپورا است.

آینده کاری حسینی، بیشتر بر کارگردانی و روایتگری مستقل و فلسفی متمرکز است، از جمله پروژه‌هایی درباره مهاجرت ایرانیان در هالیوود. با این حال، احتمال همکاری دوباره با اصغر فرهادی در آمریکا، می‌تواند او را مجدداً به عنوان یک بازیگر در اوج، به صحنه بازگرداند.

میراث شهاب حسینی در سینمای معاصر ایران، نه صرفاً در تعداد جوایز او، بلکه در توانایی‌اش در ایجاد یک پل مستحکم میان سینمای هنری ایران و مخاطبان جهانی است. او نماد بازیگری است که از عمق روان‌شناختی برای درک نقش استفاده می‌کند و با جسارت، محدودیت‌های بوروکراتیک و جغرافیایی را برای بیان دغدغه‌های جهانی در مورد اخلاق، هستی و آزادی، دور زده است. او یک دیپلمات فرهنگی است که هنر را ابزاری برای اتحاد و شفا می‌بیند.

دسته بندی: سینمای ایران / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید